اولین بار وقتی 8 سالم بود بسراغ کتابخانه برادر بزرگترم رفتم و کتاب غارهای پولادین نوشته ایزاک آسیموف را برداشتم و سه شبانه روز طول کشید تا با سواد الکن ان موقع تمومش کنم داستان این کتاب آنچنان جذبم کرد که در طی سالیان بعد یکی از بزرگترین مجموعه های کتاب های علمی تخیلی چاپ شده در ایران رو جمع کردم و همیشه مثل یک گنج از اونها نگهداری کردم . در راس نویسندگان این کتابها دو اسم همیشه می درخشید ایزاک آسیموف و آرتور سی کلارک. دنیایی که این دو نفر برای من ساختند در درس خوندن من ، در انتخاب رشته دانشگاهیم ، و حتی خیلی از جبهه گیریها شخصیم تاثیر بسیار زیادی گذاشت بطوریکه از همان سال دوم ابتدایی تا الانیکی از بزرگترین آرزوهایم ، رویای کار کردن در ناسا است ، هرچند مطمئنم هیچ وقت تحقق پیدا نمی کند . سلیقه کتاب خونی من خیلی متنوع است و از کتاب های میلان کوندرا و کافکا گرفته تا هری پاتر برام جذابند اما هنوز هم وقتی اعصابم خورده و دلم می خواد چند ساعتی از دنیا دور باشم به دنیای کتابهای علمی تخیلم که شاید صدها بار خوندمشون پناه می برم . دراین میان سری کتابهای الیجاه بیلی و دانیل آلیواو ، کتابهای لاکی استار (آسیموف) و مجموعه راماهای آرتور سی کلارک محبوب ترین کتابهای من بوده است . اما جالب اینجاست که بین سبک نوشتاری این دو داشنمند و نویسنده تفاوت از زمین تا آسمان است ، دنیای آسیموف رباتیزه و دنیای سی کلارک پر از مفاهیم انسانی و زنده است. حتی در عمق نوشته های رباتی سی کلارک هم احساسات انسان گونه را می توان حس کرد . در اکثر نوشته های آسیموف انسان زمینی است که در سیارات و کهشکشانهای دیگر با رباتهایش مشغول زندگی است اما در داستانهای سی کلارک اکثرا با مخلوقات بیگانه برخورد داریم که نوعی هوش متفاوت دارند اما در هر صورت مخلوقی زنده هستند نه ربات.باری اکنون مدتهاست که آسیموف دار فانی را وداع گفته و آرتور سی کلارک هم کمی قبل از شروع سال نو ما در گذشت . به همین بهانه زندگی نامه این نویسنده بزرگ را که در سایت کتاب نیوز نوشته شده بود در اینجا می آورم.
"
آرتور سی. کلارک" که از دههی 60 از علایم ناتوانکنندهی فلج رنج میبرد و مدتی نیز بر روی ویلچر مینشست، در ساعتهای آغازین امروز (چهارشنبه) بر اثر مشکلات تنفسی در خانهاش در سریلانکا درگذشت.
"کلارک" در سال 1968 به شهرت رسید؛ زمانیکه داستان کوتاهی بهنام «نگهبان» را در قالب فیلمنامه نوشت، تا فیلم «2001؛ اودیسهی فضایی» به کارگردانی "استنلی کوبریک" ساخته شود. به گزارش رویترز، وی که زمانی "اولین ساکن کلبهی الکترونیکی" لقب گرفته بود، با نوع خاص نگاهش به مسافرت فضایی در آینده و همچنین دنیای رایانه، تخیل مردم را جلب خود کرد. توصیفات مشروح "سی. کلارک" دربارهی سفینههای فضایی، ابررایانهها و سیستمهای ارتباطی سریع، مورد علاقهی میلیونها خواننده در سراسر جهان قرار گرفت. در دههی 40 میلادی، این نویسندهی سرشناس پیشبینی کرده بود، بشر تا سال 2000 به فضا خواهد رفت، که البته در آن زمان به آن توجهی نشد.
"کلارک" عضو هیأت امنای انجمن ملی هوافضای انگلستان بود که "جورج وایت سایدز" - مدیر اجرایی آن - امروز در پیامی به مقام او ادای احترام کرد. "کلارک" در سال 1976 به عضویت افتخاری سازمان هوافضای آمریکا نیز درآمد.
او اخیرا پیش از مرگ گفته بود: «اغلب از من میپرسند دوست دارم در آینده با چه عنوانی در یادها بمانم. من در نویسندگی پیشینهی طولانی دارم، کاوشهای زیرآب کردهام و سازماندهندهی فضایی نیز بودهام؛ با این حال دوست دارم به عنوان یک نویسنده مرا به یاد بیاورند.»
"سی. کلارک" در زمان حیات، بیش از یکصد کتاب داستانی و غیرداستانی نوشت. پرفروشترین اثر او بهنام «3001؛ آخرین اودیسه» در سن 79سالگی نویسنده منتشر شد. از مهمترین آثارش به «پایان کودکی» (1953)، «شهر و ستارگان» (1956) ، «ملاقات با راما» (1973)، «زمین پادشاهی» (1975) و «ترانههای زمین دورافتاده» (1986) میتوان اشاره کرد. از افتخارات "سر آرتور سی. کلارک" در عرصهی نویسندگی به کسب سه جایزهی Nebule (در اصطلاح ستارهشناسی به معنای "سحابی") از انجمن نویسندگان آثار علمی - تخیلی آمریکا در سالهای 1872، 1974و 1979 و همچنین کسب دو جایزهی "هوگو" از مجمع جهانی علمی - تخیلی در سالهای 1974 و1980 میتوان اشاره کرد.
"کلارک" در سال 1986 به عنوان استاد بزرگ انجمن نویسندگان آثار علمی - تخیلی آمریکا برگزیده شد. وی متولد 16 دسامبر 1917 در غرب انگلیس بود که از پدری کشاورز به دنیا آمد. تنها 11 سال زندگی مشترک را تجربه کرد و پس از جدایی از همسرش در سال 1964، دیگر ازدواج نکرد و فرزندی نیز نداشت.
