شبچره ای بود و آتشی،
گفت و شنود و قصه و نقلی ز سیر و گشت ...
وقتی که برشکفت گل هندوانه، سرخ
در اوج سرگذشت
یلدا، شب بلند، شب بی ستارگی
لختی به تن طپید و به هم رفت و درشکست
با خانه می شدیم که گرد سپیده دم
بر بام می نشست
(سیاوش کسرایی)
زمستون هم اومد . شب یلدای همگی فرخنده باد ، آرزو دارم به پاس زایش مهر و میترا سرزمین زیبامون هم سرشار از آبادانی شود.
+ نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 18:5  توسط مریم عرشی
|