تبليغاتX
صندوقچه - مجبور شدم پنیر را در جایی دیگر بیابم

صندوقچه

از آنچه دوست دارم عکس می گیرم

از سال ۸۱ در Persianblog اتاقی کوچک داشتم که بنا به عشق دیرینه ام به دریا و آسمان ،دو بزرگی که همواره برای من تجلی خالقی بی همتا بودند نامش را "از دریا تا آسمان" نهادم و در آن می نوشتم و این اواخر هم تمریناتم در عرصه عکاسی را در آن می گذاشتم. از خوب یا بد روزگار، ان صفحه دیگر وجود ندارد ، شاید برگردد اما من دیگر رفته ام و قسمتی از من و بهترین سالهای جوانیم و وبگردیم در آن مانده است. با این کوچ نامیدیگر برگزیدم.نه از آن جهت که دیگر دریا و آسمان را دوست ندارم نه من هنوز هم که به دریا و آسمان می نگرم در آنها غرق می شوم و چشمانم هم همیشه خیس می شود. اما الان می دانم که برای گفتن آنچه مابین این دو است به ادراکی و شعوری ماورای آنچه من دارم نیاز می باشد. پس نام این وبلاگ را صندوقچه گذاردم . صندوقی کوچک اول بیاد برادرم که در کودکی مرا به این نام می خواند و الان در کشوری دور شاید دخترش را به این نام بخواند و دوم به این امید که وقتی در این صندوقچه باز می شود چیزی با ارزش در حد خودم در آن یافت شود.

با نام و با امید او آغاز می کنم.

-------------------------------------

آخرین پستم در اون وبلاگ  شروعی برای اینجا است. در این دنیای بیکران همه ما بدنبال ساحل می گردیم همیشه و همه جا . هیچ وقت هم بیاد نمی اوریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 8:47  توسط مریم عرشی  | 

ارسال به:  :: :: :: :: :: :: :: :: :: Facebook :: Greader :: :: Subscribe to Feed