تبليغاتX
صندوقچه

صندوقچه

از آنچه دوست دارم عکس می گیرم

آبی دریا

صلابت کوه

و..........

نمیدونم چرا از هر طرف می چرخم به این نتیجه می رسم که ایرانمون خیلی زیباست و خدا خیلی با عظمت ، اما افسوس که خودمان مردمانی تنبل هستیم (قصد جسارت به کسی رو ندارم ، خودم رو میگم.)

پ. ن : این عکس دریاچه سد امیرکبیر است. و لنزم اساسی خاک به خودش جذب کرد نمی دونم چرا !!لکه های آسمان از ان جهت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 8:30  توسط مریم عرشی  | 

ارسال به:  :: :: :: :: :: :: :: :: :: Facebook :: Greader :: :: Subscribe to Feed


 گل عاشق پروانه

پروانه چو دیوانه

کولی صفت یاغی

هر دم سوی یک باغی

(از ترانه های زیبا شیرازی)

-----------------------------

دوست خوب جناب چوزموری گفته اند درباره عشق بنویسیم

اول اینکه من عکسم رو به گل و پروانه اختصاص داده ام که عاشقانی همیشگی هستند

دوم اینکه بسیار ذوق مرگم از اینکه تو یه بازی ، بازی داده شدم. عقده شده بود برام.

راستش عشق به نظر من همیشه زیباست و مجاز حتی اگر یکطرفه باشد . معشوق نمی تونه به عاشق بگه چرا عاشق شدی. خب شده دیگر . و وقتی شد دیگر حماقت نیست البته اگه خودش و اون معشوق مفلوک رو دچار عذاب ابدی نکنه.

درمورد عشق بعد از ازدواج هم فقط ترجیح می دهم جمله روی کتاب "شاهدخت سرزمین ابدیت" رو بنویسم(البته خداییش برای خودم همون یه مسعود کافیه).

"مگر می شود آدم فقط یک بار عاشق بشود؟ عشق ابدی فقط حرف است. پیش می آید که آدم خیلی خاطر کسی را بخواهد. اما همیشه وقتی آدم فکر می کند که دلش سخت پیش یکی گرفتار است، یک دفعه، یک جایی، می بیند که دلش، ته دلش، برای یکی دیگر هم می لرزد. اگر باوفا باشد، دلش را خفه می کند و تا آخر عمر حسرت آن دل لرزه برایش می ماند. اگر بی وفا باشد، می لغزد و همه عمرش عذاب گناه بر دلش می ماند. هیچ کس حکمتش را نمی داند ... حالا با خود آدم است که حسرت را بخواهد یا عذاب گناه را. یکی را باید انتخاب کند. فرار ندارد... "

و اما عشق ممنوعه : نمی دونم یجورایی تابو شکنیه ولی یه شکستن بد. راستش خیلی نمی تونم هضمش کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 8:15  توسط مریم عرشی  | 

ارسال به:  :: :: :: :: :: :: :: :: :: Facebook :: Greader :: :: Subscribe to Feed


شب هنگام فقط تو هستی و خدا و ستارگان ، وقتی همه در خواب غوطه ورند می توانی غوغای آسمان را ببینی و سر سجده فرود آوری .   ای کاش ناچیزی خود را در برابر این عظمت در میافتیم آنگاه دیگر غروری بیجا نداشتیم.

پ.ن با تشکر از آقای کاوه کشاورزیان که برای عکاسی شب راهنمایی بسیار مفیدی برام داشتند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 9:42  توسط مریم عرشی  | 

ارسال به:  :: :: :: :: :: :: :: :: :: Facebook :: Greader :: :: Subscribe to Feed


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 8:4  توسط مریم عرشی  | 

ارسال به:  :: :: :: :: :: :: :: :: :: Facebook :: Greader :: :: Subscribe to Feed